غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
65
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
غيرهم از سالكان مسالك شريعتپرورى نزد آن وزير پرتزوير رفته مبلغى رشوت قبول نمودند تا بعرض قاآن رسانيد كه بواسطهء منع ذبح آمد شد تجار كه متضمن آبادانى بلاد و امصار است ازين ممالك انقطاع يافته و اقمشهء نفيسه مفقود و اموال تمغانا بود گشته اگر قاآن عادل مردم را اذن بسمل دهد يمكن بار ديگر سوداگران به اين ولايت آيند و ابواب آوردن تحف و منسوقات بر روى متوطنان اينجائى بكشايند قاآن گفت كه اگر من بخلاف ياساى خود فرمان دهم ديگر خلايق را بر قول من اعتماد نماند اما توالتمغاها به اطراف و جوانب ممالك روان گردان كه اگر من بعد كسى بغمز و سعايت اهل اسلام و اصحاب كتاب قيام نمايد بسياست رسد و بواسطه صدور اين حكم مسلمانان شاد شدند صدقات بارباب حاجات دادند در خلال اين احوال جهودى مطرود قاصد جان مسلمانان گشته بعرض اباقا خان بن هلاكو خان رسانيد كه در قرآن وارد است كه اقتلوا المشركين كافه و بعقيده متابعان ملت محمدى هركس كه بر دين ايشان نيست كشتنى است اباقا خان گفت بر حقيقت امثال اين مقال قاآن از من داناتر است آنگاه آن آية را نوشته مصحوب قاصدى نزد قبلاقاآن فرستاد و قبلا باحضار يكى از علماء اسلام فرمان داده مولانا بهاء الدين ماوراء النهرى را بپايهء سرير اعلى بردند و قاآن از وى پرسيد كه اقتلوا المشركين كافة چه معنى دارد مولانا جواب داد كه جميع مشركانرا بكشيد قاآن گفت پس چرا بموجب فرموده عمل نمينمائيد مولانا فرمود كه هنوز وقت آن كار درنيامده است و ما قادر بر اجراى اين حكم نيستيم قاآن گفت اگر شما را قدرت نيست مرا هست و بقتل آن دانشمند فرمان داد و خواست كه ساير اهل اسلام را سياست كند امير دانشمند و بعضى ديگر از امت خير البشر صلى اللّه عليه و سلم كه راه سخن داشتند معروض گردانيدند كه پادشاه را درين باب تامل بايد نمود تا علماء اسلام را مجتمع ساخته از معنى آية مذكوره استفسار نمائيم و روز ديگر از آن جماعت هركس در خان باليق بود ببارگاه حاضر گردانيدند و قاآن از ايشان پرسيد كه اقتلوا المشركين كافة داخل كلام خداى بزرك هست يا نى گفتند بلى گفت بگوئيد كه مقصود ازين كلمه چيست جواب دادند كه از فحواى آيهء مذكوره چنان فهم مىشود كه تمامى مشركانرا مىبايد كشت قاآن گفت چون فرمان حق برين موجبست چرا شما تخلف مىورزيد و خون مشركانرا نمىريزيد قاضى علاء الدين طوسى گفت انتظار وقت مىكشيم قاآن عدم مداهنهء او را استحسان فرموده گفت اكنون بيائيد تا از جانبين تعصب و عناد بگذاريم و نه شما كشتن ما را واجب دانيد و نه ما خون و مال شما را مباح اعتقاد نمائيم و جهة استفاده با يكديگر مباحثه فرمائيم آنگاه پرسيد كه آفريدگار محمد كيست جواب دادند خداى بزرگ گفت محمد را هدايت و درايت كه داد گفتند خداوند تبارك و تعالى باز سئوال كرد كه چنگيز خانرا كه آفريد جواب دادند كه او نيز از جمله مخلوقات آلهى است گفت شمشير قوت و قدرت در قبضه اختيار كه نهاد گفتند كه خالق عباد و بلاد قاآن گفت قادر مختار مىتوانست كه توفيق و هدايتى كه بمحمد صلى اللّه عليه و سلم عنايت كرد بچنگيز خان دهد علماء گفتند اين قضيه را خداى بهتر داند قاآن گفت ازين مباحثه و مناظره